تبليغاتX
تالمات و تاملات یک دانشجو - انقلاب یمن در خطر مصادره

کناره گیری علی عبدالله صالح از قدرت که در رسانه ها با عنوان"فرار چهارمین دیکتاتور" از آن یاد میشود با سقوط بن علی،مبارک و قذافی دارای اختلافات ماهوی است چه آنکه مجلس یمن- هر چند با اکراه- سرانجام مصونیت قضائی را برای عبدالله صالح و بیش از 300تن از مقامات رژیم وی به تصویب رسانده است، علاوه بر این صالح پس از کناره گیری ، خود رئیس جمهور موقت را انتصاب کرده است و سوم اینکه به جز این جابجائی هیچ گونه تغییر چشم گیر دیگری در ارکان حکومتی یمن رخ نداده است.

 از آنچه گفته شد میتوان دریافت که اولا ً سقوط 3 رئیس حکومت در فاصله کمتر از یک سال در دنیای عرب که عمدتا همپیمانان آمریکا،رژیم صهیونیستی و اروپا در منطقه محسوب می شدند علاوه بر به صدا در آوردن زنگ خطر برای غرب، رژیم های عربی را نیز به تکاپو انداخته است تا از تکرار "سقوط سران" جلوگیری نمایند، تلاش  و تحرکات گسترده شورای همکاری خلیج فارس با بازی گردانی عربستان سعودی و دخالت کاخ سفید در راستای اقناع سازی عبدالله صالح برای کناره گیری از قدرت که اوج آن را میتوان پس از حمله خمپاره ای معارضین و انقلابیون  به کاخ ریاست جمهوری یمن (14خرداد 1390) مشاهره کرد در راستای استراتژی "انحراف انقلاب ها" باید مورد بررسی قرار می گیرد.

دوم آنکه رژیم های عربی و کشورهای اروپائی پس از مرگ قذافی سعی در ایجاد الگوئی داشتند که بر اساس آن سران حکومتهائی که کشورشان دستخوش تحول است در صورت رسیدن به مرحله نهائی طغیان، از خطرِ مرگ ، محاکمه و تبعید در امان باشند، چه آنکه در هر سه مدلِ تونسی، مصری و لیبیائی سران حکومت یا از کشور گریخته اند یا بازداشت و در"قفس" به سر میبرند یا به دست انقلابیون کشته شده اند.

سومین نکته در مورد جابجائی قدرت در یمن، آگاهی رژیم عبدالله صالح،غرب و محافظه کاران عرب از گسترش موجی است که در این کشور در حال گسترش است. تحولات خاورمیانه از زمان شروع تاکنون دو موج غلیان و دو موج سکون نسبی را داشته است موجِ اولِ اوجِ اعتراضات سقوط بن علی تا دوقطبی شدن فضای لیبی بین انقلابیون و رژیم قذافی و موج دوم اوج گیری اعتراضات، گسترش قیام مردم  در بحرین و یمن ، درگیری های خیابانی مصر،به شهادت رسیدن چند تن از معترضان عربستانی تا سقوط قذافی را در بر میگیرد، پس از سقوط قذافی به جز درگیری های جسته و گریخته بحرین و یمن که با دخالت گسترده نیروهای امنیتی و کشته شدن انقلابیون(در یمن)،بازداشت گسترده و ربوده شدن معترضان (بیشتر در بحرین) همراه است هنوز موج سوم کماکان  به راه نیفتاده است .

رژیم های  محافظه کار عرب ،غرب و رسانه های بین المللی و منطقه ای وابسته به آنها سعی کرده اند از سه طریق مانع از بروز موج سوم قیامها شوند اول شیفت تحولات از کشورهای درگیر به سوی تهران(در بحث تحریم ها،ترور دانشمندان هسته ای و تحریم ها) و دمشق( عملیاتهای تروریستی ، ورود بازرسان و ربایش زوار و تکنسین های ایرانی در سوریه)،دوم چرخاندن نگاه های بین المللی و حتی مردم منطقه از مساله بیداری اسلامی به مساله"اسلام هراسی" و وجود القاعده .راه سوم همان سناریوئی است که در یمن به اجرا در آمده است یعنی انتقال مسالمت آمیز و بی خطر قدرت از رئیس کشور به معاون او.

در حال حاضر حد اقل دو استراتژی از سوی غرب و رژیم های عربی برای یمن متصور است،سناریو اول " بزرگنمائی مساله تروریسم و القاعده در یمن" است. غرب و خصوصا آمریکا به دنبال آن هستند که با بزرگنمائی جریان القاعده در یمن و بین المللی کردن این مساله حضور گسترده خود را در منطقه توجیه کند، بازی غرب و رژیمهای همچون ریاض و صنعا با برگ القاعده واقعیتی عیان است در حال حاضر نیز سعی میشود اولا با بزرگ نمائی جریان القاعده ذهن و نگاه های بین المللی را از تحولات منطقه منحرف کنند و ثانیا پس از خروج ارتش آمریکا از عراق پادگان های آمریکائی به بهانه وجود القاعده در منطقه باقی بماند.

 تلاش برای بین المللی کردن مساله القاعده یمن از سوی غرب زمانی شروع شد که  قتل انورالعولقی پزشک چهل ساله آمریکائی تبار در 22سپتامبر 2011که رهبری معنوی این سازمان را در یمن به عهده داشت با تبلیغات گسترده ای از سوی رسانه های وابسته به غرب انعکاس جهانی یافت.

هم اکنون اگر چه مساله اول ملت یمن مساله بازی چند گانه غرب و رژیم های عرب در این کشور و آینده انقلاب مردم یمن است اما غربی ها به طور محسوسی سعی در بزرگ جلوه دادن القاعده هستند،رژیم عبدالله صالح نیز که پیش از این روابط امنیتی گسترده ای با القاعده داشته است سعی میکند قیامهای مردمی را حرکتهائی سازماندهی شده از سوی القاعده جلو دهد و بهانه لازم را برای حضور غرب و ارتش عربستان در این کشور محیا سازد.به همین لحاظ شاهد هستیم که تصرف یک شهر کوچک یا روستا توسط یک گروه چند ده نفری وهابی( که مدارس آنها رسما و علنا در یمن توسط سعودی حمایت مالی و فکری میشود)از سوی رسانه های غربی با عنوان" تصرف یکی از شهرهای استراتژیک یمن توسط القاعده " معرفی می شود.

استراتژی دوم غرب و رژیم های عربی برای یمن جابجائی پر سر و صدا و البته بی خطر قدرت از دیکتاور این کشور به معاونان اوست،غرب و رژیم های عرب این جابجائی قدرت را یک"پیروزی بزرگ" برای یمنی ها عنوان کرده اند در حالی که پست های مهم امنیتی همچنان در دست مقامات رژیم صالح خصوصا پسر علی عبدالله صالح یعنی احمد علی عبدالله صالح و برادر ناتنی دیکتاتور یمن یعنی محمد عبدالله صالح  و افراد نزدیک به وی است.

عبدربه منصور هادی یعنی کسی که از سوی صالحپس از استعفای خود  به عنوان رئیس جمهور موقت یمن انتصاب شده با وجود اصالت جنوبی و سابقه فعالیت در احزاب سوسیالیت جمهوری خلق یمن(قبل از اتحاد دو یمن در سال1390)از سال 1994 معاون عبدالله صالح بوده و پست های حساس امنیتی و نظامی را بر عهده داشته است،محمد باسندوه 59 ساله که اهلیتی جنوبی دارد دو سال وزارت امور خارجه رژیم صالح را بر عهده داشته است وی نیز که پس از کشتار مشهور جمعه خونین یمن که منجر به کشته و زخمی شدن 300نفر از شهروندان این کشور در 27اسفند ماه1389شد از سوی صالح به نخست وزیری رسیده است و با وجود عضویت در احزاب اپوزیسیون رژیم صالح، تلاش زیادی برای اعطای مصونیت به صالح و مقامات یمنی داشته است.(این مساله  با مخالفت گسترده دیده بان حقوق بشر،فرستاده سازمان ملل در یمن ، کمیسیاری عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و خصوصا جوانان انقلابی یمنی شده است)

در شورای انتقالی یمن نیز هم اکنون پسر،برادر و برادر زاده علی عبد الله صالح  و بسیاری از مقامهای رژیم او حضور دارند همچنین در کابینه 36 نفری محمد باسندوه اکثریت با طرفداران علی عبدالله صالح در حزب کنگره ملی یمن است.

با توجه به آنچه عنوان شد 3 سناریو برای آینده یمن محتمل است سناریو اول،در گسترش آشوبها در جنوب و تقسیم یمن به دو کشور شمالی و جنوبی،این سناریو به دلیل مخالفت فعلی غرب،رژیم های عربی و اکثریت مردم یمن و همچنین قرار گرفتن دو جنوبی در بالاترین پستهای کنونی دولت یمن یعنی نخست وزیری و ریاست موقت جمهوری امری بعید به نظر میرسد.

سناریو دوم برگزاری انتخابات در یمن در دوم اسفند ماه 1390،اتخاب منصور هادی به ریاست جمهوری، انتقال آرام قدرت به معاونان عبدالله صالح و بازگشت وی به کشور و به عبارتی وقوع آنچه خوشایند غرب و رژیم های عربی است، در حال حاضر در صورت رکود قیام ملت یمن احتمال وقوع این سناریو به شدت تقویت میشود.

سناریو سوم ادامه حضور گسترده مردم در تجمعات اعتراضی، گسترش اعتراضات و درگیری ها، تداوم اعتراض به مساله مصونیت صالح و مقامات رژیم وی و عدم رعایت تعادل و پخش قدرت در بیم قبایل یمنی و در نتیجه انتخاب فردی انقلابی به ریاست جمهوری که در این صورت انقلاب یمن از مصادره توسط غرب نجات خواهد یافت.احتمال وقوع این سناریو نیز  با توجه به ادامه اعتراضات مردمی در یمن و مخالفت گسترده با اقدامات سازشکارانه مقامات جدید یمنی دور از انتظار نمی باشد.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 17:1 توسط ....الله کرم مشتاقی |