درسی که انتصاب مشایی به دولت داد

بی مقدمه باید گفت که انتصاب مهندس اسفندیار رحیم مشایی از سوی رییس جمهور به عنوان معاون اول عملی اشتباه غیر قابل دفاع است ، نه از آن جهت که رحیم مشایی را ناکارآمد ، خارج از دایره انقلاب اسلامی و غرب یا شرق گرا بدانم بلکه تنها از آن جهت که قاطبه ی حامیان احمدی نژاد به هر دلیلی نگاه مثبتی به او ندارند.این نگاه منفی خواه از اظهار نظر غیر اصولی او پیرامون « اسراییل » باشد یا جریان « جشن ترکیه » یا ماجرای « دف و کلام الله »، فعلاً از حوصله بحث خارج است.
همچنین قصد کنکاش پیرامون این مساله را ندارم که چرا برخی اصرار دارند به لحاظ ماهیتی نه شکلی (که اتفاقا مقایسه شکلی در این مورد بسیار به جاست) اسفندیار رحیم مشایی را با عطاالله مهاجرانی ،وزیر فرهنگ و ارشاد دولت خاتمی ،مقایسه کنند – حال آنکه همه میدانیم که مهاجرانی یک "جریان "بود و مشایی یک "شخص " است- و عده ای چنان در نقد مشایی پا را از دایره انصاف و عدالت بیرون کنند و جنجال به پا سازند که تنها با حضور رهبر انقلاب داستان به سر انجام برسد.
حقیقت آن است که جناب رییس جمهور باید در انتخاب خود همه ی جوانب را در نظر می گرفت ، اگر چه اسفندیار رحیم مشایی در نظر احمدی نژاد ، خادمی دلسوز و مسلمانی عدالت محور و ولایت مدار جلوه می کند اما آقای رییس جمهور باید عنایت می داشت که چنین نگاهی از سوی مردم ـ حتی حامیانش ـ به مهندس مشایی وجود ندارد.
اما این اقدام و حوادث پس از آن که در نهایت منجر به نامه رهبری و « کان لم یکن » گردیدن مسأله گردید، خارج از معایبی که داشت ، از جهاتی نیز به نفع دولت بود که در ادامه خواهد آمد ؛
در ذکر معایب همین بس که به قول مقام معظم رهبری این انتخاب مایه ی دلسردی حامیان دولت می گردید و می رفت که انتخاب اسفندیار مشایی « چشم اسفندیار » دولت دهم گردد و دیگر آنکه حیثیت و اعتبار مشایی به واسطه اعتراضات و فتاوی برخی از مراجع در مورد وی تا حدودی خدشه دار شد . در حدی که گمان می کنم دیگر احمدی نژاد نتواند از او در پست های کلیدی دیگر استفاده کند . و معایب دیگر که از ذکر آنان می گذرم چه آنکه ممکن است راهی بر مخالفان دولت مکشوف نماید .
از معایب که بگذریم باید به "حسنات خفیه "این انتصاب نظر کنیم و آن اینکه این جریانات و هیاهو قبل از معرفی اعضا کابینه دهم بود که مسلماً دکتر احمدی نژاد را به دقت بیشتر وا می دارد تا در انتخاب اعضا کابینه آینده" همه ی جوانب" را در نظر گرفته و وزرایی انتخاب نماید که از حسن شهرت برخوردار باشند و نگاه عموم ـ خصوصاً حامیان مردمی دولتش ـ به او مثبت باشد . وزرایی که اظهار نظر غیر اصولی ، دون شأن نظام و عجیبی که اصطلاحاً آن سخن در میان مردم « قول متواتر » شده باشد و آن فرد بدان سخن مشهور شده باشد-همانند مشایی و جریان دوستی با اسراییل-، در کارنامه نداشته باشد .
داستان انتصاب مشایی و حوادث پس از آن باعث شد که رییس جمهور عزیزمان با تکیه بر این تجربه از معرفی وزرایی که احتمال گرفتن عدم رأی اعتماد از مجلس اصولگرای هشتم را داشته باشند خود داری کند و در نهایت از معرفی وزرایی که ممکن است برای دولت دردسر ساز و هیاهو آفرین باشند مثل کسانی که از تجربه کافی و تخصص در زمینه آن پست ندارد ، همچنین وزرای چند شغله ، منسوبان به خویش و هر وزیری که ممکن است در این شرایط جنجال آفرین باشد بپرهیزد.